السيد الخميني
196
ديوان امام ( فارسى )
ما عرفناك فاطى كه ز من نامهء عرفانى خواست * از مورچهاى تخت سُليمانى خواست گويى نشنيده « ما عَرَفْناكْ » از آنك * جبريل از او نفخهء رحمانى خواست تشنهء پاسخ اى دوست هرآنچه هست نور رُخ تو است * فريادرس دل ، نظر فرّخ تو است طى شد شب هجر ( قدر ) و مطلع فجر نشد * يارا ! دل مُرده تشنهء پاسخ تو است